تبليغاتclose
مدرسه ی راهنمایی شهید مطهری

cat
green
dark
 
 
 
***ز گهواره تا گور دانش بجوی***

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و ضرورت توصيف نتايج

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 16:23 | بازديد:114

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و ضرورت توصيف نتايج

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي
اشاره

هدف از برگزاري دوره هاي آموزشي و نشانه ي کار آمدي هر فعاليت آموزشي و پرورشي، ايجاد تغييرات مطلوب در شناخت و رفتار بالقوه ي يادگيرندگان است. همين هدف اساس و چگونگي فعاليت هاي آموزشي و پرورشي را تعيين مي کند. براي دست يابي به اين هدف، به اطلاعاتي نيازمنديم که پيشرفت تحصيلي يادگيرندگان را نشان دهد. با دسترسي به اين اطلاعات و تجزيه و تحليل آن ها مي توانيم مشخص کنيم، کدام بخش از آموزش به يادگيري يادگيرندگان منجر شده است، و يادگيرندگان از کدام بخش بهره ي لازم را کسب نکرده اند و در آن زمينه به توجه و آموزش بيشتري نياز دارند. از سوي ديگر، آگاهي از مؤثر بودن فعاليت ها و کوشش هاي آموزشي، مشوقي براي تداوم فعاليت هاي يادگيري – ياددهي معلم و يادگيرنده است و به آنان کمک مي کند که آگاهانه به اين فعاليت ها اقدام کنند. بنابراين، معلمان به منظور افزايش و عمق بخشيدن به يادگيري يادگيرندگان، به اطلاعاتي نياز دارند تا نحوه ي آموزش خود را به سوي آموزش معني دار و درست هدايت کنند. به همين منظور، ضرورت دارد که به جاي ثبت اطلاعات جمع آوري شده در قالب نمره، به توصيف آن ها اقدام کنيم. در اين مقاله به ترتيب ضرورت توصيف نتايج ارزشيابي پيشرفت تحصيلي يادگيرندگان، فوايد توصيف نتايج ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و چگونگي آن بيان خواهد شد.

 

مفهوم تدريس

همان طور که مي دانيم، آموزش (تدريس) به فعاليت هاي هدف دار معلم گفته مي شود که براي يادگيري در يادگيرنده از طريق تعامل معلم و يادگيرنده جريان مي يابد. در واقع، يادگيري يادگيرنده هدف آموزش است و آموزش وسيله ي رسيدن به اين هدف. به بياني ديگر، آموزش به معناي هدايت و کنترل سنجيده و انديشمندانه ي تجربه هاي يادگيرنده به منظور نفوذ در يادگيري اوست. بنابراين، آموزش نيازمند به کار بستن راهبردهايي است که به منظور هدايت يادگيرندگان، در جهت رسيدن به انتظارات آموزشي و پرورشي طراحي مي شود.

 

آموزش کارآمد

هر يادگيرنده اي با توجه به توانا يي هايش، در زمينه ي موضوع يادگيري تجربه هاي مثبت (موفقيت در يادگيري) و منفي (شکست در يادگيري) دارد و با اين تجربه ها براي يادگيري پا به کلاس درس مي گذارد. در واقع، هر يادگيرنده اي ساخت شناختي مخصوص به خودش را دارد. آگاهي از ساخت شناختي يادگيرنده در زمينه ي آموزش مورد نظر، بر ارائه ي آموزش کارآمد معلم مؤثر است. بدين معنا که اگر معلم محتواي آموزش و محيط يادگيري را به گونه اي آماده کند که يادگيرنده بتواند بين مطالب جديد و قديم (آموخته هاي قبلي) ارتباط برقرار کند، يادگيري او به طور معني دار اتفاق مي افتد. وقتي يادگيرنده در يادگيري معني دار مطالبي که به او ارائه مي کنيم موفق شود، در اولذت يادگيري به وجود مي آيد و همين رضايت و شادي از يادگيري است که براي يادگيري بيشتر ايجاد انگيزه خواهد کرد. بنابراين، آموزش کارآمد مستلزم وجود معلم انديشمند است؛ معلمي که کارها را با تدبير و هدف انجام مي دهد.

 

سنجش ورودي

هر معلم انديشمندي پيش از آموزش، به سنجش آمادگي يا ويژگي هاي يادگيرندگان دست مي زند که براي دست يابي به انتظارات آموزشي يا پرورشي، پيش نياز محسوب مي شود. در واقع، معلم انديشمند از طريق سنجش آغازين (ورودي) ساخت شناختي يادگيرنده را به منظور آگاهي از پيش دانسته ها و تسلط او بر پيش نيازهاي موضوع يادگيري، ارزشيابي مي کند. سپس بر اساس تجزيه و تحليل نتايج به دست آمده از سنجش آغازين، زمينه هايي را که يادگيرنده بر آن ها تسلط نداشته است و در آن ها به کمک نياز دارد، مشخص مي کند و براي انتخاب نقطه ي شروع آموزش (انطباق محتواي آموزش با توانايي يادگيرندگان) و رفع کمبودها و کاستي هاي آموزشي يادگيرندگان (تسلط بر پيش نيازهاي يادگيري) تصميم مي گيرد و به آموزش مطالب درسي متناسب با نياز و توانايي آنان مي پردازد. از سوي ديگر، معلم بايد معين کند از چه نوع فعاليت ها و راهبردهاي آموزشي (فردي يا گروهي) استفاده خواهد کرد. زيرا طبق نظر بسياري از نظريه پردازان روان شناسي يادگيري و پرورشي (به ويژه ويگوتسکي) هر يادگيرنده اي براي انجام دادن هر فعاليتي در زمان معيني (لحظه ي آموزش پذيري) توانايي يادگيري دارد و اين لحظه براي تمام يادگيرندگان يکسان نيست.

 

منطقه ي جانبي رشد و سنجش ورودي

ويگوتسکي معتقد است، يادگيري هنگامي روي مي دهد که يادگيرندگان در محدوده ي منطقه ي جانبي رشدشان کار کنند. در واقع، او بر اين باور است که هر يادگيرنده اي در يادگيري مطالبي که معلم در کلاس درس ارائه مي کند، يکي از شرايط زير را دارد:

1. بدون کمک ديگران مي تواند ياد بگيرد و انجام دهد.

2. حتي با کمک ديگران نمي تواند ياد بگيرد و انجام دهد.

3. با کمک ديگراني که از موضوع اطلاع دارند و قادر به انجام آن هستند، مي تواند ياد بگيرد و انجام دهد. ويگوتسکي مي گويد، آن چه را که امروز يادگيرنده با کمک ديگران ياد مي گيرد و انجام مي دهد، در آينده به طور مستقل انجام خواهد داد. از سوي ديگر، آن چه را که امروز نمي تواند ياد بگيرد، در آينده مي تواند با کمک گرفتن از ديگران ياد بگيرد و انجام دهد. بنابراين، آگاهي معلم از موارد فوق براي سازمان دادن به فعاليت هاي کلاسي مفيد است.

 بنابراين، معلم انديشمند با اجراي سنجش آغازين (ورودي) و تحليل نتايج آن مي تواند از تسلط يادگيرنده بر پيش نيازهاي يادگيري، ميزان آموخته ها و توانايي او در زمينه ي موضوع جديد يادگيري آگاه شود و با تدارک فعاليت هاي آموزشي مناسب، به يادگيرنده کمک کند که نه تنها خودش بتواند به طور مستقل ياد بگيرد، بلکه با کمک و ياري ديگران بتواند بر يادگيري تکاليفي فائق آيد که خودش به تنهايي از عهده ي آن ها بر نمي آيد. در واقع، سنجش باعث مي شود که معلم با منطقه ي جانبي رشد هر يک از يادگيرندگان آشنا شود و از اين طريق براي تسهيل فرايند يادگيري اقدام کند. در نتيجه، معلم انديشمند از اين طريق مي تواند به يادگيرندگان کمک کند تا ساخت شناختي خودشان را درباره ي موضوع جديد يادگيري گسترش دهند و به توانايي يادگيرندگان براي يادگيري معني دار به طور مستقل بيفزايند.

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي

 

سنجش تکويني و معلم پژوهشگر

معلم وقتي بداند يادگيرندگان چه طور پيشرفت مي کنند و در چه مواردي با دشواري مواجه اند، مي تواند از اين اطلاعات براي ايجاد تغيير و اصلاحات لازم در آموزش مانند تدريس مجدد، تلاش براي ارائه ي رويکردهاي آموزشي جايگزين، يا پيشنهاد فرصت هاي بيشتر براي تمرين استفاده کند. معلم انديشمند، هنگامي که هنوز فعاليت ها و کوشش هاي آموزشي و پرورشي در جريان هستند نيز به سنجش و ارزشيابي از آموخته هاي يادگيرندگان اقدام مي کند. زيرا هدف او تنها آموزش دادن نيست؛ بلکه آموزش به منظور يادگيري يادگيرندگان است. بنابراين، اين نوع سنجش (تکويني) بازخوردهايي براي هدايت آموزش و بهبود يادگيري فراهم مي کند.

 در واقع، ما بايد به سنجش به مثابه بخش جدايي ناپذيري از فرايند يادگيري – ياددهي نگاه کنيم که هدف آن کمک به يادگيري يادگيرندگان و عمق بخشيدن به آن است. بنابراين، معلم انديشمند با تفسير نتايج سنجش و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي يادگيرندگان در ضمن فرايند آموزش، مي تواند به مشکلات، نارسايي ها و بدفهمي هاي يادگيري يادگيرندگان پي ببرد. اين آگاهي به معلم فرصت مي دهد، هنگامي که هنوز فعاليت ها و کوشش هاي آموزشي و پرورشي در جريان هستند، نارسايي ها، بدفهمي ها و مشکلات يادگيري يادگيرندگان را رفع کند. اين نوع رويکرد به سنجش و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي، از معلم يک پژوهشگر آموزشي مي سازد.

 

ارزشيابي و فرايند آموزش

 امروزه ارزشيابي بخش جدايي ناپذير فرايند يادگيري – ياددهي است و از آن عمدتاً براي هدايت و بهبود يادگيري يادگيرندگان استفاده مي شود. لفرانکويس در مدل سه مرحله اي آموزش، جايگاه عنصر ارزشيابي و ارتباط آن را با فرايند آموزش به اين صورت ترسيم مي کند:

 

مرحله پيش از آموزش

1. تعريف هدف هاي آموزشي

2. تعيين سطح آمادگي يادگيرندگان

3. طراحي و انتخاب روش ها و راهبردهاي مناسب آموزش

 

مرحله ي آموزش

1. تدارک فرصت هاي مناسب يادگيري براي يادگيرندگان و نظارت بر پيشرفت تحصيلي آنان

2. شناسايي نقاط قوت و ضعف يادگيرندگان به هنگام فعاليت ها و کوشش هاي يادگيري

3. انطباق روش هاي آموزشي با نيازهاي يادگيرندگان

4. ارائه ي بازخورد، اعمال تشويق مداوم و ايجاد انگيزه براي يادگيرندگان در جهت يادگيري

5. قضاوت درباره ي ميزان پيشرفت يادگيرندگان در ارتباط با هدف هاي آموزشي

 

مرحله ي پس از آموزش

1. سنجش و توصيف ميزان تحقق هدف هاي آموزشي

2. دادن بازخورد به يادگيرندگان در مورد نقاط قوت و ضعف هاي يادگيري يادگيرندگان

3. ارزشيابي اثر بخشي مواد آموزشي و روش هاي آموزش

4. تصميم گيري براي مرحله ي بعدي آموزش

 

همان طور که از مدل سه مرحله اي لفرانکويس استنباط مي شود، در تمامي مراحل آموزش، ارزشيابي به گونه اي مستمر و غالباً غير رسمي، همراه با آموزش و به عنوان بخشي از تجربه ها و فعاليت هاي يادگيري انجام مي شود و عاملي اثر گذار بر فرايند يادگيري – ياددهي به شمار مي رود. با توجه به مطالبي که ارائه شد، اقدام به سنجش و قضاوت درباره ي اطلاعات مربوط به يادگيري يادگيرنده، فعاليتي آموزشي محسوب مي شود که به بهبود و عمق بخشيدن به يادگيري يادگيرنده کمک مي کند. بنابراين، استفاده از اين عنصر با ارزش برنامه ي درسي، فقط براي نمره دادن به يادگيرندگان و طبقه بندي کردن آنان، عملي غير ثمر بخش است. زيرا ما نمي توانيم منتظر باشيم تا آموزش به پايان برسد و سپس معلوم کنيم که آيا يادگيرندگان به خوبي ياد گرفته اند يا خير؟ به اين دليل که ديگر براي جبران شکست ها، بدفهمي ها و... يادگيرندگان و اصلاح شيوه ي آموزش و... دير شده است.

 

سنجش و نقش معلم در آموزش

 همه مي دانيم که مهم ترين نقش معلم، آموزش محتواي کتاب و برنامه ي درسي به يادگيرندگان نيست؛ بلکه آموزش به يادگيرندگان است، به گونه اي که به يادگيري آنان منجر شود. چگونه معلم آگاه شود که يادگيرندگان واقعاً از مطالب آموزش داده شده چه چيزي را ياد گرفته اند؟ به اين منظور، معلم بايد از فنون گوناگون سنجش استفاده کند. فنون سنجش هنگامي مؤثرند که معلم از آن ها نه تنها براي بررسي درک و فهم يادگيرنده، بلکه براي هدايت فرايند يادگيري – ياددهي استفاده کند. از اين رو، سنجش بايد فرايندي مستمر در کلاس درس باشد و نقش هدايت کننده و تنظيم کننده ي زندگي تحصيلي در کلاس درس را براي يادگيرنده ايفا کند.

 

موضوع: راهکارهایی برای پیشرفت تحصیلی ,

 

راهکارهایی برای کاهش افت تحصیلی

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 16:15 | بازديد:151

 کاهش افت تحصیلی

راهکارهایی برای کاهش افت تحصیلی

1. اعتقاد به (دانایی) و ضروورت دانش اندوزی :
توانا بود هر که دانا بود زدانش دل پیر برنا بود (فردوسی)
درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را (ناصر خسرو)
: 2.داشتن هدف برنامه ریزی کردن در راهنتای رسیدن به هدف و تلاش برای رسیدن به اهداف داشتن هدف به دانش آموز انگیزه می دهد و به حرکت ها و تلاش های او جهت مشخصی می دهد.
: 3. داشتن طرح و نقشه در امر مطالعه و تحصیل برنامه ریزی برنامه ریزی تحصیلی یعنی داشتن برنامه ی روزانه ماهیانه و سالیانه برای مطالعه و یادگیری پدران و مادران باید برای فرزندان دانش اموز خود برنامه ای بنویسندو با مشورت با فرزندان خویش برنامه ای را برای انجام کارهی زیر تنظیم کنند:
1.تعیین ساعت خواب
2.وقت نظافت و انجام عبادت
3. اوقات صبحانه نهار و شام
4 . ساعات حضور در ندرسه و ایام مربوطه
5. تعیین ساعاتی برای انجام تکالیف درسی و مطالعاتی
6. ساعات گذراندن اوقات فراغت روزانه و هفتگی باید مشخص شود.
4. آشنا نبودن دانش آموزان با اصول و روش های صحیح مطالعه و ساعات و شرایط فیزیکی مناسب رای مطالعه. در این زمینه مطالعه ی کتاب در آمدی بر آسیب شناسی مطالعه تالیف (محست ایمانی)
5 . ثبت نام در مدارس خوب و موفق با امکانات مناسب فیزیکی تجهیزاتی و آزمایشگاهی و داشتن امکانات مدرن نظیر وسایل سمعس بصری کتابخانه سالن مطالعه و ...
6 . برخورداری از آموزگاران و دبیران صادق.عالم.مومن و با تجربه
7 . داشتن فضای خانوادگی مناسببه لحاظ فیزیکی عاطفی و اجتماعی و والدین با سواد و متعادل
8 . داشتن اعتماد به نفس و اراده ی قوی و پشتکارزیاد
9 . انجام نرمش و تقویت جسم و روح و انجام حرکات شاد و مفرح برای جلوگیری از بیمار شدن و بی حوصله شدن. 
10 . اولیا و مربیانباید راه های کاهش اضطراب را به دانش آموزان یاد بدهند تا در هنگام انتحانات دانش آموزان دچار اضطراب نشود و افت تحصیلی نگردد.
11 . سوء تغذیه- نخوردن صبحانه-کاهش قند خون - کاهش آهن - کلسیم - پتاسیم - ید - مواد معدنی و و ویتامین های لازم برای بدن تاثیرات نا مطلوبی را بر یادگیری دارند و باعث افت تحصیلی می شود.
12 . شب زنده داری – تماشای بیش از حد تلویزیون –ویدئو – ماهواره و رفتن به مهمانی تا دیر وقت باعث خواب آلودگی دانش آموز در روز بعد می شود و افت تحصیلی و یادگیری را به همراه دارد.
13 . شرکت در کلاس های تقویتیو استفاده از معلمان با تجربه باعث کاهش افت تحصیلی شده و بذر امید را در دل دانش آموز می کارد و موجب موفقیت تحصیلی آنان خواهد شد.
14 . دبیران باید دانش اموزان را به تفکر- آزمایش- تجربه و بحث و استدلال وادار کنن نه اینکه مانند یک سیم رابط ضبطصوت اطلاعات دیگران را به آن منتقل کنند.
15. کارکنان دبیرستان بایستی مقررات دبیرستان – قررات تحصیلی – امتحانی –اداری و جدول مربوط به بارم بندی و بودجه بندی دروس را به دانش آموز یاد بدهند.
16 . آگاهی یافتن دانش آموز از روش های ارزشیابی کتبی (تستی-کلی-کوتاه جواب) و شفاهی
17 . داشتن برنامه های غیر درسی منظم برای عبادت – تفریح – گردش – استراحت و گذراندن اوقات فراقت
بایستی همگی بدانیم که سن جوانی سن صخره های افراد است و پرسه زدن در کوچه و خیابان و رفت و آمد با دوستان نا باب و تماشای فیلم های مبتذل و جنسی می تواند آتش فساد و شهوت را دردل جوان شعله ور سازد و ذهن و فکر او را مقول کند و موجب افت تحصیلی شود
18 . داشتن دوستان علاقمندبه تحصیل و یادگیری و دوری کردن از دانش آموز ودرسه گریز
تو اول بگو با کیان زیستی پس آنگه بگویم که تو کیستی (سعدی)
20 . شرکت دانش آموزاندر بازدید های علمی – هنری – فرهنگی – فنی حرفه ای می تواند انگیزه دانش آموزان را بالا ببرد. برای مثال: دانش آموزی که از یک شهرک تحقیقاتی یا علمی و صنعتی و یا یک دانشگاه یا یک موسسه ی هنری و یا یک کوزه بازدید می کند بهتر می تواند هدفی را برای آینده خویش در نظر بگیرد و انگیزه ی ادامه ی تحصیل در او بیشتر خواهد شد.
21 . شرکت دانش اموزان در المپیاد های ورزشی – علمی- هنری در سطوح مختلف دبیرستان – منطقه – استان – کشور – و جهان
22 . نداشتن دستگاه های مدرن تکثیر و چاپ باعث می شود مطالب کمک آموزشی و نمونه مطالب مطرح در المپیاد ها و...... کمتر بدست دانش آموزان برسد و گر چه افت تحصیلی تاچیزی را موجب می شود ئلی دانش آموزان از اوج گرفتن نیز باز می دارد. کشور آلمان که حدود 70 نفر در آن جایزه نوبل در رشته های گوناگون علمی – فنی – هنری و .... گرفته اند مدیون پیشتلزی گوتنبرگ در صنعت چاپ و نشر و تکثیر است.
23 . ضعف شنوایی و بینایی دانش آموزان همواره باعث می شود که مرتب به معلم یاد آوری کنند که مطلب را یاد آوری کند.
از مطالعه جزوات درسی دانش آموزان دبیر می تواندضعف شنوایی آنها را بهتر بفهمد به نظر بسیاری از دبیران کار آموزده وجود پایگاه های سنجش دانش آموزان فقط برای قبل از دبستان کافی نیست زیرا دانش آموزان در برخوردهای فیزیکی نظیر تصادفات و مسابقات ورزشی مثل کشتی آسیب های جدی به گوش و چشم آنها می رساندمطالعه میدانی این حقیر در مورد ضعف بینایی نشان
می دهد که بیشتر دانش آموزانی که یک چشم آن ها از 1/10 تا 2/10 ضعیف بوده در50% موارد ابرو اشتر بودند و در اثر تصادفات و برخوردهای شدید عصب بینایی چشم آسیب دیده کار ایی کمی داشت.
24 . گاه یک همکار فرهنگی برای دروس عمومی و غیر پایه تکالیف و تحقیقات زیادی ر ابه دانش آموز خویش تحمیل می کند و باعث افت تحصیلی در دروس بنیادین می شود.
25 . آشنا نبودن دانش آموزان به جنبه های کاربردی بعضی مطالب درسی باعث می شود انگیزه ی یادگیری نداشته باشند.
26 . عدم کنترل و نظارت والدین بر رفت و آمد های فرزندان در سنین بلوغ و بروز تشدید رفتار های جف تیابی و خود نمایی های دختران و پسران مهمترین عامل افا تحصیلی است که این قضیه در سال های اخیر بیشتر مشهود است بطوری که بعد از تعطیلی مدارس ساعت ها گروهی از آن ها در خیابان ها پرسه می زنند.

موضوع: راهکارهایی برای کاهش افت تحصیلی ,

 

پرورش اعتماد به نفس در کودکان

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 16:8 | بازديد:117

اقدامات خانواده در پرورش اعتماد به نفس

در این زمینه از مباحثی باید سخن گفت که خانواده در رابطه با خود و هم در رابطه با کودک باید مورد توجه و عمل قرار دهد. خانواده مسئول بسیاری از سلامت ها و یا ناسلامتی های کودک است. در آنچه که مربوط به اعتماد به نفس می‌شود جوانب و اصولی را باید مراعات کرد که نوع موضعگیری هایشان در خوشبختی یا بدبختی کودکان مؤثر است در زیر به نمونه‌هایی از آن اشاره شده است.

  • استقرار روابط صحیح بین زوجین به گونه‌ای که با هم جر و بحث نکنند و با درگیری خود روحیه کودک را نشکنند.
  • اصلاح جو خانواده از آن بابت که طفل برای اطمینان به خود نخست باید خاطری جمع و مطمئن از خانه داشته باشد.
  • محبت کردن به طفل به صورتی که خود را نیازمند به جلب محبت دیگران نبیند.
  • اعلام محبت به طفل به صورتی که طفل آن را بفهمد و لمس کند و به والدین اعتماد نماید و قدر آن محبت را بداند.
  • تحسین از کارهای مهمی که او انجام داده ، تا بر این اساس او را به زندگی دلگرم نمایند.
  • آرام و بی دغدغه داشتن زندگی به صورتی که کودک خانه و والدین را قویترین پناهگاه خود بداند.
  • پایه گذاری روش زندگی بر اساس عزت نفس ، مناعت طبع ، احترام متقابل ، رعایت حقوق یکدیگر.
  • تنظیم گفت و شنود با کودک بر مبنای دادن آموزش و آگاهی ، اصلاح نقایص و عیوب.
  • خودداری از واداشتن کودک به شکسته نفسی یا تن دادن به اغراق و گزافه گویی و غلو که خود سبب ضعف روحیه است.
  • دوری از رنجیدن از هم و رنجاندن یکدیگر ، حتی در آنچه که مربوط به اغیار است و این خود سببی برای دوری از اضطراب هاست.
  • محدود کردن توقع خود از کودک و توجه به این امر که او چون فردی بزرگسال ، آگاه و توانا نیست.

اقدامات در رابطه با مدرسه و اجتماع

در امر تربیت کودکان همه مسئولند با این تفاوت که مسئولیت برخی نسبت به دیگری بیشتر است. مسئولیت والدین دردرجه اول ، و مسئولیت مدرسه و اجتماع در درجه دوم است. بدین حساب ضروری است که در این مورد نیز توجهاتی معطوف دارد.

  • قبول اجتماعی کودک به گونه‌ای که او احساس کند فردی محترم و عزیز است و اجتماع باید روی او حساب باز کند.
  • ایجاد زمینه برای رشد و موفقیت او با استفاده از زمینه‌ها و امکاناتی که می‌تواند در اختیار داشته باشد.
  • کمک به او در صورت شکست ، و گشودن راه به روی او در صورت احساس به بن بست رسیدن.
  • دادن دلگرمی و اعتماد به او به صورتی که از مواجه شدن با مدرسه و معلم نترسد و دچار لکنت و ضربان سریع قلب نشود.
  • مورد توجه قرار دادن او و کارهایش ، در عین این که ممکن است به نظر ناچیز رسد.
  • خودداری از سپردن شاگردی ضعیف به قوی و دادن سرپرستی و ولایت به او. زیرا که طفل در آن صورت احساس عدم لیاقت می‌کند.
  • دادن اعتماد به او که پیش رود و اطمینان به این که همواره حمایتش خواهید کرد.
  • زمینه سازی برای حرکت تدریجی و قدم به قدم او ؛ از آن بابت که هر سنی مقتضایی دارد و شرایط رشد فرق می‌کند.

عوامل مؤثر در ایجاد اعتماد به نفس

در ایجاد روحیه اعتماد به نفس در کودکان عوامل متعددی دخالت دارند که والدین و مربیان در این زمینه باید بسیار مراقب و هشیار باشند. آن عوامل ، متعدد و برخی از آنها عبارت اند از:

جنبه الگویی والدین

پدر و مادر نخستین معلم و مربی کودک اند ، علمکرد و رفتار آنها درس آموزنده‌ای برای کودکان است. اگر والدین افرادی ترسو یا شجاع باشند، فرزندان اغلب به همانگونه خواهند بود. اگر پدر و مادر آرام و متین و با وقار ، و در برابر حوادث صبور و استوار باشند کودک هم از آنها تبعیت خواهد کرد. جنبه الگویی والدین همیشه باید مورد نظر باشد. خود نگهداری و خونسردی آنها ، عامل رشد و پیشرفت فرزندان و کلید حل بسیاری از معماهای زندگی است. موضع گیری شما در برابر امور و حوادث باید به گونه‌ای باشد که کودک از مشکل فرار نکند و در برابر دشواریها خود را نبازد. برای وصول به چنین مقصدی ضروری است شما خود دار و خود نگه دار باشید.

ایجاد طمأنینه در نفس

آرامش و اطمینان باید بر کودکان غالب باشد آنچنان که دلهره‌ای و شوری آنان را نلرزاند و امکان درست اندیشی در آنان باشد. به آنها برای اقداماتشان وقت بدهید، بگذارید فرصت تصمیم گیری داشته باشند و برای مسائل شان در حد فکر کوچک شان بیندیشند. ممکن است فرزند شما متناسب با سنش کفایت لازم را نداشته باشد ولی بدانید که سرزنش های شما در این مورد کارساز نیست. ملامت شما سرگشتگی آنان را بیشتر خواهد کرد. شما برای دادن اعتماد و اطمینان به فرزندان خود باید کاری کنید که آنها به لیاقت خود اطمینان پیدا کنند و خود را واجد صلاحیت و شایستگی لازم بدانند.

ایجاد مهارت

اصولاً نیرومندی و توانایی در امور خود ، گامی اساسی برای پیشرفت مقاصد و دستیابی به اهداف زندگی است. بسیاری از افراد نمی‌توانند اعتماد به نفس داشته باشند چون برای زندگی و یا وظیفه‌ای که شما برایشان معین کرده‌اید مهارت کافی کسب نکرده‌اند. بدین سان آموزش و مهارت و راه و رسم کار ، و روش کسب موفقیت و پیروزی در امور ، خود از عوامل رشد است. به کودک مهارت بیاموزید ، یادش دهید که چه کند تا موفق باشد ، چه شیوه‌ای را بکار گیرد تا در زمینه خاص و مورد نظرتان توفیقی حاصل کند.

امکان عرضه خود

گاهی فرزندان ما برای عملی که انجام داده و یا از انجام آن سرباز زده‌اند دلایلی دارند که متأسفانه اجازه عرضه آن را ندارند. به طفل باید میدان داد که حرف خود را بزند، دلایل خود را عرضه کند و مطالب و منطق خود را اگر چه کسل کننده است، بیان نماید. همچنین کودکان ما نیاز به خودنمایی دارند و ما تا حدودی که این امر موجب لوس شدن و غرور کودک نشود باید بپذیریم و بگذاریم کارهای ظاهراً مهمی که او انجام داده روشن شود، پیشرفت و ترقیات خود را عرضه کند و گفتنی ها را اعلام نماید.

ایجاد زمینه برای تجربه

کاری کنیم کودک آنچه را که می‌خواهد لمس کند، تجربه نماید، بچشد و ببیند. اگر خواستار انجام امری است شخصاً وارد کار شود، اگر درصدد ساختن دستگاهی است، بدان اقدام نماید و عملاً توان و لیاقت خود را دریابد. آزادی او در تجربه و لمس اشیاء ، تا حدی که موجب وارد آمدن لطمه‌ای به کودک نشود نه تنها موجب افزایش دید و تبحر او خواهد شد، بلکه عملاً او را به شخصیت و مقام خود آگاه خواهد کرد و او در خواهد یافت که آیا توان و لیاقت انجام کاری را دارد یا نه.

حفظ سلامت او

سلامت بدن ، بهداشت روانی ، حالات عمومی فرد و گرسنگی ، تشنگی ، نیازمندی ، ترس ، امنیت و... همه و همه در حالات و عملکردهای فرد مؤثرند و موجب حُسن یا سوء رفتار خواهند شد. جلوگیری ازعواملی که مایه درد و رنج بدن اند و سبب فرسودگی و ناتوانی می‌شوند، مراقبت در بهداشت طفل به صورتی که کودک دچار کسالت و نقاهت مداوم نگردد و فردی بهانه گیر نشود، خود در ایجاد حالت اعتماد به نفس کودک مؤثر است و مربیان باید این نکته را نیز در نظر داشته باشند.

خودداریهای لازم

والدین و مربیان در طریق ایجاد حالت اعتماد به نفس در کودکان ، از ارتکاب بسیاری از اعمال که متأسفانه هم اکنون در نزد برخی از آنها رایج و مجاز است باید خودداری کنند. برخی از این موارد عبارتند از:

مداخله در کار کودکان

ما نمی‌خواهیم سلطه والدین را منکر شویم و حق دخالت در امور فرزند را از پدر و مادر سلب کنیم بلکه مقصود ما این است که از همان اوایل کودکی ضروری است کارهایی در حد توان و قدرت طفل به او بسپاریم و از او بخواهیم که مستقلاً آن کار را انجام دهد. بگذاریم فرزندمان شخصاً انجام کاری را بپذیرد بدون این که ما در آن مستقلاً مداخله کنیم. اگر نواقصی در کار ملاحظه شد بعداً می‌توان به او تذکر داد. آنها به این استقلال نیاز دارند : هم برای تمرین و تجربه ، و هم برای ارضای جنبه استقلال طلبی خود.

تجاوز به حدود آنها

با همه نیازمندی ها و دلبستگی ها ، کودکان مان احساس می‌کنند که تنها صاحب این جهانند و سرنوشت همه افراد به دست آنهاست. اشیایی را به خود اختصاص داده و جایی را در خانه از آن خود می‌دانند. اگر گوشه اطاق را به او اختصاص داده‌اید، پاگذاری در مرز آن را کودک تجاوزبه حساب خواهد آورد. او کاغذی را به صورت هواپیما در می آورد و در آنجا قرار می‌دهد. شما با توجه به این که آن شیء بیهوده است پاره‌اش می‌کنید و کودک گمان دارد شما دل او را پاره کرده‌اید. تا آنجا که رعایت حقوق کودک ، موجب وارد آمدن لطمه‌ای بر او نیست پذیرای مالکیت و آزادیش باشید.

انجام کار آنها

برخی از مادران و پدران برای فرزندان خردسال خود دلسوزی می‌کنند و کارهای او را بخصوص کار مدرسه را انجام می‌دهند. این کار نه تنها به امر تحصیل کودکان لطمه وارد می آورد، بلکه به شخصیت و اعتماد به نفس آنها هم صدمه می‌زند. چنین کودکانی شدیداً به والدین خود وابسته شده و اتکای به نفس را از دست خواهند داد. والدین باید اجازه و دستور دهند که کودک کار خود را انجام دهد و فقط به گونه‌ای او را هدایت و راهنمایی کنند. زیرا در غیر این صورت به جای فایده رساندن ضرر می‌زنند و فرزندان خود را تدریجاً افرادی ناتوان تربیت می‌کنند و بدین ترتیب عدم اعتمادشان به خود ، ریشه دار خواهد شد.

تحقیرها

این که فرزند شما در مقایسه با خودتان کوچک و ناتوان است و قدرت و توان انجام کارهای مهم را ندارد جای بحث و سخنی نیست ولی شما هرگز نباید کار او را به خود مقایسه کنید و در نتیجه خوار و بی مقدارش بشمارید. تحقیر کردن طفل سبب احساس بی اعتباری او خواهد شد. ما والدینی را می‌شناسیم که فرزندشان متناسب با سن و رشدش کار مهمی انجام می‌دهد؛ مثلاً مشق زیبایی می‌نویسد و یا نقاشی قشنگی را به پدر و مادر عرضه می‌کند. اما والدین به او نهیب می‌زنند که این چه مزخرفی است و با چنین تحقیری اعتماد به نفس او را می‌شکنند و یا بدون توجه ، کار کودک را با کار خود یا دیگران مقایسه کنند و می‌گویند من از تو بهتر می‌کشم و فلان کار از عهده تو خارج است و طفل آن را تحقیری برای خود به حساب می آورد.

به رخ کشیدن نواقص

ممکن است فرزند شما نقصی و یا نارسائی عضوی داشته باشد. او در این نقص و نارسائی مقصر نیست و اگر هم روزی اشتباه کرده و دچار چنین نقص مداومی شود نباید به خاطر آن سرزنش بشود و شخصیتش خرد و تحقیر گردد. برخی از والدین و مربیان مثلاً به خاطر عدم فرمانبری فرزند یا ضعف درسی او ، برای این که دلش را بسوزانند نقص عضو او را به رخش می‌کشند ، دل جریحه دار او را مجروح تر می‌سازند و خاطره‌ای را که طفل اصرار به فراموش کردن آن دارد از نو به یادش می آورند و در نتیجه روحیه او را می‌شکنند و باعث افسردگی اش می‌شوند و این خود خطا و لغزشی است که سبب پیدایش احساس حقارت در او می‌شود.

دلسرد کردن

آیا می‌دانید سخنان تلخ و رفتار نابهنجارتان با کودک سبب پیدایش چه دشواری و مسائلی می‌شود و چگونه او را از خود دلسرد و بیزار می‌کند. چه زشت است که والدین و مربیان با استفاده از قدرت و حاکمیت خود سخنانی را بر زبان آورند که موجب احساس ضعف و ناتوانی طفل شود. کودک کاری انجام می‌دهد که به نظر خود نوعی سرگرمی و اشتغال است. مأیوس و دلسرد کردن کودک از اقدام به یک امر موجب کشتن اعتماد به نفس و از دست دادن اطمینان خواهد شد. او طبعاً تصمیم خواهد گرفت که دیگر به کاری اقدام ننماید.

سرزنش بسیار

از مسائل و عواملی که اعتماد به نفس را در کودک می‌کشد سرزنشهای مداوم و افراطی است. سرزنشها ، برای کودک آینده‌ای هراس انگیز خواهد ساخت و سبب آن خواهد شد که او امور را با بدبینی بنگرد و بدین ترتیب روزگار حال و آینده‌اش تاریک شود. اگر تذکرات شما در اصلاح کودک مفید نیفتاد و یکی دو بار هم سرزنشش کردید و مؤثر واقع نشد، ضروری است سرزنشها را قطع کنید و علل و انگیزه‌های آن نابهنجاری یا بد رفتاری را تعقیب کنید. زیرا در مواردی خود طفل در وضع و موقعیتی قرار می‌گیرد که قادر به اصلاح وضع خود نیست و سرزنشهای مداوم شما او را بیش از پیش از خود مأیوس می‌سازد.

شکست دادن ها

ممکن است شما با فرزند خود بازی دوستانه‌ای داشته باشید. البته این کار ، مفید و ضروری است. در سایه آن می‌توانید به کودک درس بیاموزید، عیوب او را اصلاح کنید و ... . ولی آنچه قابل ذکر است این است که اصرار نداشته باشید کودک در بازی با شما شکست بخورد، مگر آنگاه که قصد داشته باشید از این طریق راه موفقیتی را به طفل بیاموزید. شکست کودک از شما ، بویژه اگر مکرر و مداوم باشد، سبب آن خواهد شد که او در توان و لیاقت خود شک کند و روح اعتماد به نفس در او کشته شود. ما منکر این امر نیستیم که کودک باید گاهگاهی طعم شکست را بچشد تا به تدریج کار آزموده و ورزیده شود، ولی این امر نباید مکرر شود.

کنترل ها

در طریق تربیت کودک و پرورش اعتماد به نفس در کودکان ، ضروری است که آنها را از جهاتی تحت کنترل قرار دهید. این کنترل ها درباره همه عوامل و مسائلی است که در جهت سازندگی و ویرانی بنای شخصیت کودکند. موارد زیر از آن جمله‌اند:

کنترل معاشرت

دوستان و معاشران طفل می‌توانند نقش مهمی را در زندگی او ایفا کنند. فرزندان ، خواسته و ناخواسته تحت تأثیر دوستان خود هستند و خوی و اخلاق آنها را کسب می‌کنند.

کنترل واردات ذهنی

خواندنیهای کودک را از کتاب ، روزنامه ، مجله ، و دیدنیهای او و شنیدنی هایش را تحت نظارت داشته باشید. ببینید او چه داستانی می‌خواند، چه فیلم هایی را می‌بیند و ... .

کنترل حیات شخصی

در این زمینه باید آمد و شدها ، زندگی خصوصی و انزواجویی های طفل را زیر نظر داشته باشیم. گاهی کودک در خلوت است و سرگرم خیالبافی و بزرگ کردن شکست و محرومیت خود ؛ و اگر در همان حال بماند، برای او زیانبخش است و حتماً باید از آن حالت بیرون آید.

کنترل تظاهرات و سخنان

از همان آغاز زندگی باید مراقبت داشت که کودک اسیر تظاهر و ریا و تملق و زرق و برق نگردد و اگر حالات و رفتار و یا گفتاری در این رابطه پدید آید باید آن را زیر نظر گرفت و جلوگیری کرد. حتی در مورد با هیجانات کودک باید کوشید که تعدیل گردد و او بی جهت تسلیم آن حالات نگردد.

کنترل افسوس ها

در این مسئله که کودک در صورت خطا کاری باید پی به اشتباهش ببرد، حرفی نیست. مخصوصاً باید موجباتی فراهم آورد تا او از کرده خود نادم و پشیمان شود. ولی نباید گذارد تمام فکر و ذهنش همیشه متوجه آن تأسف باشد و تدریجاً افسردگی بر او غالب شود. زیرا در چنان صورتی ، نه تنها اعتماد به نفس او جریحه دار می‌شود بلکه شخصیتش خرد خواهد شد.

همراهی ها

در طریق تربیت طفل و پرورش اعتماد به نفس در او باید قدم هایی برداشته شود که برخی از آنها عبارت اند از:

  • راهگشایی برای موفقیت کودک و آماده کردن امکانات برای رشد او.
  • استفاده از فرصتهایی که گاهی در مسیر زندگی انسان پدید می آید و قرار گرفتن در آن موجب رشد است.
  • بکارگیری رغبتهای کودک و در نظر داشتن تمایلات او تا حدی که موجب غرور و لوسی او نشود.
  • حمایت از کودک ، بویژه زمانی که او با محرومیت یا شکستی مواجه شده است.
  • ارائه راههای تازه برای موفقیتهای بعدی و دمیدن روح امید برای حرکت مجدد او.
  • کشف استعدادهای نهان و بکار انداختن آنها در طریق حرکتهای جدید کودک.
  • ایجاد تنوع در زندگی از طریق گردشها ، تفریحات و جابه جایی ها.
  • استفاده از غرور کودک برای رشد او و حرکت دادن او و ایجاد جرأت و شهامت در او.
  • و بالاخره سعی در حفظ روحیه کودک ، احترام گذاری به شخصیت او و شاداب نگه داشتن او.

نشان اعتماد به نفس در کودکان

این که آیا فرزند کوچک ما به تناسب سن و رشد ، براین فرض که مثلاً حدود هفت تا ده ساله ، باشد از اعتماد به نفس کافی برخوردار است یا نه؟ باید بگوئیم نشانیهایی در این رابطه وجود دارد که اهم آنها عبارتند از:

  • خود را دوست دارد و برای شخصیت خویش احترام قائل است.
  • می‌تواند کودکان دیگر را دوست بدارد و حتی در راه آنها گذشتها و خدماتی داشته باشد.
  • در سخن گفتن متین و آرام و برخود مسلط است، نه لکنت دارد و نه عجله و شتاب.
  • در بین جمع حرف خود را می‌زند و از شخصیت خود دفاع می‌کند.
  • چهره‌اش بشاش و نگاهش مطمئن و به خود امیدوار است و طبعاً دلهره و اضطراب ندارد.
  • وظیفه‌ای را که به او واگذار می‌شود پذیراست و در انجام آن می‌کوشد.
  • بسیار خجول و منزوی نیست و از افسردگی و یأس به دوراست.
  • بیش از این که از دیگران متوقع باشد از خود توقع دارد و کار خود را به تنهایی انجام می‌دهد.
  • به لیاقت و مهارت خود تا حدود نسبتاً زیادی مطمئن است.
  • در برابر امور و جریانات بی تفاوت نیست، می‌کوشد با ملاحظه خود ، گامی در طریق انجام وظیفه بردارد.
  • از شکست و محرومیت دیگران شادکام نمی‌شود و سعی می‌کند دیگران هم به خوشی دست یابند.
  • برای کار و زندگی خود برنامه‌ای دارد و با نظم و دقت به پیش می‌رود، بدون این که دچار عجله شود.

موضوع: پرورش اعتماد به نفس ,

 

بهداشت روانی مدرسه

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 16:1 | بازديد:136

مقدمه

مدرسه و محیطهای آموزشی کانون توجه صاحبنظران سلامت روان هستند. از این رو که این محیط با گروههای سنی که به عنوان گروههای حساس شناخته می‌شوند سروکار دارند. علاوه بر اینکه سنین دبستان و راهنمایی و دبیرستان به عنوان سنینی شناخته می‌شوند که پایه ریزی شخصیت افراد در بزرگسالی در این سنین روی می‌دهد.

مساله قابل توجه این است که این دسته از گروههای سنی بیشتر اوقات خود را در این مدارس و محیطها می‌گذرانند و روشن است که فضای این موقعیتها تاثیرات مهمی بر سلامت افراد در بزرگسالی دارد. بر این اساس صاحبنظران مسائل روانی در کنار توصیه به خانواده‌ها در جهت شناخت عوامل موثر در بهداشت روانی و تامین آن ، مراکز آموزشی و مدارس توجه خود قرار می‌دهند و ایجاد آشنایی و رعایت این عوامل را در مدارس اکیدا توصیه می‌کنند.

ضرورت بهداشت روانی در مدارس

رسیدن به اهداف آموزشی که مدارس به عنوان اهداف اساسی خود به آنها توجه دارند مستلزم تامین بهداشت روانی دانش آموزان است. تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که سلامت روانی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آنها رابطه دارد. و دانش آموزانی که به نحوی از مشکلات روانی یا از فقدان بهداشت روانی مناسب رنج می‌برند اغلب با افت تحصیلی مواجه هستند. بنابراین ضروری به نظر می‌رسد جهت تامین شرایط مناسب برای نیل به اهداف آموزشی ، تربیتی و تضمین سلامت افراد در جامعه در سنین مختلف اعمال شیوه‌های مناسب جهت تامین بهداشت روانی در مدارس مدنظر قرار گیرد.

محیط فیزیک مدرسه و بهداشت روانی

محیطی که در آن دانش آموزان به کسب علم و آموزش مشغولند همچون تمام محیطهای دیگر که بر رفتار فرد موثر است رفتار و سلامت روان آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. روشن است محیط فیزیکی مدرسه از جمله شرایط ساختمانی ، نور ، رنگ ، بهداشت محیط در سلامت روان دانش آموزان تاثیر گذار است. از اینرو ضروریست که در جهت ارتقاء بهداشت روانی دانش آموزان تامین شرایط فیزیکی مناسب مورد توجه قرار گیرد و از آنجایی که قسمت عمده ساعات روزانه دانش آموزان در محیط مدرسه می‌گذرد شرایط نامناسب فیزیکی مثل ناکافی بودن نور ، سیستم گرمایش و سرمایش نامناسب ، امنیت ساختمان و ... بسیار حائز اهمیت است.

بهداشت روانی مسئولین مدرسه

در تامین بهداشت روانی دانش آموزان ، توجه به بهداشت روانی مسئولین و کارکنان مدارس نیز حائز اهمیت است. علاوه بر تاثیر الگویی مسئولین مدرسه بر رفتار دانش آموزان نوع ارتباطی که با دانش آموزان برقرار می‌کنند می‌توانند سودمند یا بر عکس مخل بهداشت روانی دانش آموزان باشد. از اینرو لازم به نظر می‌رسد تامین بهداشت روانی مسئولین مدرسه و گزینش افراد سالم مورد توجه قرار گیرد.

نقش مشاور در تامین بهداشت روانی در مدرسه

مشاور نقطه مرکزی در تامین بهداشت روانی مدرسه به شمار می‌رود. مشاور با شناسایی عوامل مخل بهداشت روانی و عوامل ارتقا دهنده بهداشت روانی سعی در ایجاد فضایی سالم در مدرسه می‌نماید. علاوه بر نقش الگودهی ، مشاوره می‌تواند الگویی برای معلمان دیگر باشد با شناسایی دانش آموزان مشکل‌دار و کمک به رفع مشکل آنها و شناخت سایر عوامل و با استفاده از امکانات موجود به ارتقای سطح بهداشت روانی مدرسه می‌پردازد. مشاور معمولا مورد توجه معلمین و دانش آموزان بوده و اغلب به عنوان ارائه دهنده راه حلهای مفید برای اهداف آموزشی و تربیتی از او یاری جسته می‌شود. بکارگیری مشاورین فعال گامهای اساسی در بهبود شرایط و فضای روانی مدارس هستند.

توصیه‌های برای ارتقا بهداشت روانی مدارس

  • آگاه سازی مسئولین مدرسه و معلمین در اتخاذ شیوه‌های ارتباطی و تربیتی مناسب

  • رفع عوامل مخل بهداشت روانی معلمین

  • ارتباط مستمر با خانواده دانش آموزان

  • به روز رسانی اطلاعات و آگاهیهای مشاوران و ارتقای توانمندیها و مهارتهای آنها

  • بهبود شرایط فیزیکی مدارس

  • برگزاری جلسات آگاه سازی برای دانش آموزان و در جهت آموزش مهارتهای زندگی ، کنترل استرس و تامین بهداشت روانی

موضوع: بهداشت روانی مدرسه ,

 

دانش آموز خلاق

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 15:38 | بازديد:118

آشنایی

  • دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف می زنند.
  • جزییات را می‌گویند و رفتارهایشان را به نمایش می‌گذارند.
  • می‌خواهند مطرح شوند.
  • دنبال سوژه می‌گردند تا برنامه ریزی بکنند.

خصوصیات دانش آموزان خلاق

  • دقت و توجه شدید در گوش دادن ، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری
  • استفاده از قیاس در صحبت کردن
  • ابراز هیجان در اثر یک اکتشاف

 

  • عادت به پرسیدن سوال و آزمودن نتایج
  • یادگیری از روی ابتکار شخصی
  • عادت به گلچین و وارسی منابع مختلف (کتاب، تلویزیون، سوال از استاد، رایانه و...)

 

  • صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور
  • طرح سوالات عجیب و غیر معمول بالاتر از سطح علمی و سن دانش آموزان
  • نگاه کردن با دقت به اشیا

 

  • اشتیاق در صحبت کردن در مورد کشفیات دیگران
  • مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبی بالا
  • شور و نشاط و مشغولیتهای شدید جسمانی

 

  • ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشی کردن بعد از زنگ تفریح ، گوش دادن به موسیقی و ...)
  • دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداری در نگاهها
  • استفاده از نظرات و اشیا برای دستیابی به یک هدفی معین

 

  • پی بردن به روابط در اموری که به ظاهر از هم بی‌ارتباطند.
  • طرح رابطه‌ها مانند اینکه وقتی برف آب می‌شود رنگ سفید آن کجا می‌رود.
  • میل به اطلاع یابی و کشف احتمالات

 

  • علاقه مندی به چیستان و معماها و یافتن پاسخشان
  • فکر کردن به چیزی که در تلویزیون ، رایانه و سایر رسانه‌ها نشان داده می‌شود.
  • استفاده از اکتشاف یا تجربه
  • بررسی و مطالعه الگوهای اختراعی دانشمندان

 

  • مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان
  • معاشرت و صحبت با بزرگان و دبیران و احساس لذت از این صحبتها
  • دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید
  • علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب

موضوع: دانش آموز خلاق ,

 

عدد 13 نحس يا جادوئي؟

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 14:3 | بازديد:129

از عدد سیزده در بسیاری از فرهنگ‌ها به عنوان عدد بد یُمن یاد می‌شود. یک نظریهٔ غیر قابل

 تأیید آن است که این عدد،از آنجاییکه اولین عددی است که با شمارش انگشتان و دو پا دیگر

قابل شمارش نیست، انعکاس ترس انسان‌ از نادانسته‌ها است.

در فرهنگ ایرانیان نیز عدد ۱۳، عدد بد شانسی است. به همین علت ایرانیان سیزدهمین روز

سال نو را به گردش در طبیعت می‌روند تا بلکه نحسی آن روز را در کنند. به روز سیزدهم هر

سال نیز سیزده‌به‌در می‌گویند.

13 عددي اول است (عدد اول مرسن)

۱۳ عددی اول است که اگر ارقام آن را معکوس کنیم باز هم عددی اول می شود . Emirp

مجموع نخستین ۱۳ عدد اول برابر ۲۳۸ است که مجموع ارقامش ۱۳ است .

۱۳ کوچکترین عدد اولی است که مجموع ارقام آن مربع کامل است .

۱۳ کوچکترین عدد اولی است که از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا یعنی ۲و۳ بدست می

آید.

مجموع باقی مانده های حاصل از تقسیم عدد ۱۳ بر نخستین اعداد اول تا ۱۳ برابر ۱۳ است .

۱۳ جسم ارشمیدسی موجود است . (اجسام ارشمیدسی اجسامی هستند که وجوه آنها

چند ضلعی بوده (نه لزوما یک نوع ) و کنجهای آنها مساوی هستند).

با بکار بردن ۳ عدد اول داریم :             ۱۳  =    ۵   +  ۳  * ۲ (* به معنی توان است).

چرتکه چینی ۱۳ ستون مهره برای محاسبات دارد.

اقلیدس و دیوفانتی هر کدام ۱۳ کتاب نوشتند.

فیلم "۱۳ نوامبر " آلفرد هیچکاک هیچگاه به پایان نرسید.

اویلر ۱۳ فرزند داشت.

هر سال ۱۳ ماه دارد . تعجب نکنید. حتما شما ماه آسمان را فراموش کرده بودید.ماه  

آسمان با   ۱۲ ماه سال می شود ۱+۱۲ ماه!!!!!!!!!!!!!

حال شما بگویید عدد ۱۳ نحس است یا جادویی!!!!!!!!!!!!

موضوع: اعداد ,

 

تاريخچه پيدايش عدد صفر

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 14:2 | بازديد:187

تاريخچه پيدايش عدد صفر:

  يکي از معمول ترين سوال هايي که مطرح ميشود اين است که: چه

کسي صفر را کشف کرد ؟ البته براي جواب دادن به اين سوال به دنبال اين

نيستيم که بگوييم شخص خاصي صفر را ابداع کرد و ديگران از آن زمان به

بعد از آن استفاده ميکردند.

     اولين نکته شايان ذکر در مورد عدد صفر اين است که اين عدد دو کاربرد

 دارد که هر دو بسيار مهم تلقي مي شود. يکي از کاربرد هاي عدد صفر

اين است که به عنوان نشانه اي براي جاي خالي در دستگاه اعداد (جدول

ارزش مکاني اعداد) به کار مي رود. بنابر اين در عددي مانند ۲۱۰۶ عدد صفر

استفاده شده تا جايگاه اعداد در جدول مشخص شود که به طور قطع اين

 عدد با عدد ۲۱۶ کاملا متفاوت است. دومين کاربرد صفر اين است که

خودش به عنوان عدد به کار مي رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده

مي کنيم.

    هيچکدام از اين کاربرد ها تاريخچه پيدايش واضحي ندارند. در دوره اوليه

 تاريخ کاربرد اعداد بيشتر به طور واقعي بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم

 انتزاعي دارند. به طور مثال مردم دوران باستان اعداد را براي شمارش تعداد

 اسبان، ...به کار مي بردند و در اين گونه مسايل هيچگاه به مساله اي

برخورد نمي کردند که جواب آن صفر يا اعداد منفي باشد.

    بابلي ها تا مدتها در جدول ارزش مکاني هيچ نمادي را براي جاي خالي

در جدول به کار نمي بردند. مي توان گفت از اولين نمادي که آنها براي

نشان دادن جاي خالي استفاده کردند گيومه (") مثلا عدد ۶"۲۱ نمايش

دهنده ۲۱۰۶ بود. البته بايد در نظر داشت که از علا‌‌ئم ديگري نيز براي نشان

 دادنجاي خالي استفاده مي شد وليکن هيچگاه اين علائم به عنوان آخرين

رقم آورده نمي شدند بلکه هميشه بين دو عدد قرار مي گرفتند. به طور

مثال عدد "۲۱۶ را با اين گونه علامت گذاري نداريم. به اين ترتيب به اين

مطلب پي مي بريم که کاربرد اوليه عدد صفر براي نشان دادن جاي خالي

اصلا به عنوان يک عدد نبوده است.

موضوع: اعداد ,

 

چگونه مشق شب را شیرین تر کنیم ؟!

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 13:49 | بازديد:138

چگونه مشق شب را شیرین تر کنیم ؟

 

وبسایت رسمی دبستان عمار یاسر

اولين روز مدرسه براي بچه ها نيز مانند بزرگسالان به معني شروعي تازه همراه با تغييراتي بسيار و همراه با رقابت است.
يادگيري، جمع آوري دانش و رقابت با ديگران مي تواند به همان اندازه لذت بخش باشد كه بازي فوتبال بالا و پايين پريدن يا گفت و گو كردن با دوستان. زمان و مدت انجام مشق دانش آموزان كاملاً متفاوت است تعيين زماني محدود كمك مي كند كه از هشدار دادن به آن ها بپرهيزد.
انجام مشق شب و آمادگي قبل و پس از درس بايد از اول جاي محكمي در برنامه روزانه كودكان داشته باشد. قدرت تمركز در افراد متفاوت است . هركودكي مي تواند حواسش را جمع كند و فقط در زمان محدودي روي موضوعي تمركز داشته باشد.
توجه داشته باشيد كه زمان انجام مشق شب و بازي كودك را مشخص كنيد تا از سهل انگاري او جلو گيري شود و يادگيري حالت مسابقه پيدا نكند.
استراحت هاي كوتاه مي تواند تنش زدايي كنند و به تمركز بهتر بيانجامند ،‌ولي نبايد حواس را پرت كنند يا مانع كارايي مفيد كودك شوند.
نگاهي اجمالي به درس يا كتاب درسي به ويژه شب ها ماده ي درسي را در ذهن جا مي اندازد.
ممكن است انجام تكاليف هرشب در ساعت معيني تمام نشود. سعي كنيد تا جايي كه امكان دارد ، زماني براي ادامه آن در برنامه انجام تكاليف در نظر بگيريد .
شب ها در رختخواب، خوابيدن و كتاب جديد خواندن لذت بخش است. كسي كه در روز بعد مي خواهد به درس تسلط داشته باشد بهتر است كتاب هاي درسي را براي خواندن قبل از خواب امتحان كند.

موضوع: مطالب آموزنده ,چگونه مشق شب را شیرین تر کنیم ؟! ,

 

کنترل خشم و عصبانیت

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 13:47 | بازديد:118

کنترل خشم و عصبانیت

وبسایت رسمی دبستان عمار یاسر

 

 انسان در هر سني كه باشد، عصبانيت را مي‌شناسد و مي‌داند كه چه حسي است؛ البته بد نيست بدانيم كه احساس خشم و عصبانيت، حسي كاملا طبيعي است.

حسي كه در دوران زندگي ماشيني به همراه هميشگي مردم تبديل شد. به هرحال شايد شما هم هنگام عصبانيت حال خوبي نداشته باشيد، ولي در هر صورت اين حس طبيعي و همراه ماست.

نكته مهم اين است كه همين حس طبيعي وقتي از كنترل خارج شود، باعث دردسر و مشكل‌ساز خواهد شد و در روابط شخصي و خانوادگي، محيط كار و خلاصه در تمام ابعاد مختلف زندگي ما تاثيري منفي خواهد داشت.

از سوي ديگر با وجود اين همه استرس و نگراني كه در زندگي امروزي وجود دارد، بايد بيشتر و بهتر بتوانيم عصبانيت را كنترل كنيم. شايد بتوانيم از بروز مشكلات مختلف براي خودمان و ديگران پيشگيري كنيم.

هنگامي كه از عصبانيت صورتتان سرخ شده، نفستان بند آمده و قلبتان بشدت مي‌تپد: 
چند نفس آرام و عميق بكشيد. 

عبارتي آرامش‌بخش را با خود تكرار كنيد. به عنوان مثال با خود بگوييد «من آرام هستم» يا «من عصبي نيستم.» 

كمي قدم بزنيد و از محيطي كه باعث ايجاد عصبانيت شما شده است، خارج شويد. 
از شرايطي كه باعث خشم و عصبانيت بيشتر شما مي‌شود، مطلع باشيد و سعي كنيد قبل از اين‌كه از كوره در برويد، خودتان را آرام كنيد. 

به هيچ‌وجه تصميم نگيريد. زيرا هنگام عصبانيت با عقل و منطق تصميم نمي‌گيريم. 
وقتي بتوانيم با اين كارها يا به هر شيوه‌اي كه خودمان مي‌دانيم، خشم و عصبانيت خود را كنترل كنيم، قادر خواهيم بود بيشتر و بهتر از زندگي و روابط‌مان لذت ببريم. با اين كار نه‌تنها سلامت روحي خود را بهبود داده‌ايم، بلكه سلامت جسمي بهتري نيز براي خود تامين كرده‌ايم.

موضوع: کنترل خشم و عصبانیت ,

 

علل بی نظمی و بی انضباطی دانش آموزان

نويسنده: علیرضا نوروزی | ساعت: 13:26 | بازديد:127

 

بسمه تعالی

علل رفتار های نامطلوب و بی انضباتی از دانش آموزان

و بررسی علل و راه حل های آن

 

این مقاله ارزشمند را از  اينجا  دریافت (دانلود) نمائید

موضوع: مطالب آموزنده ,علل بی نظمی و بی انضباطی دانش آموزان ,

 


 
مکث تمپ | قالب های رایگان وبلاگ | قالب های بلاگفا | قالب های میهن بلاگ | قالب های پرشین بلاگ | قالب های بلاگ اسکای | قالب های دیتالایف | پوسته های وردپرس | ام گرافيك | M Graphic | تك پي اس دي